عید مهربانی ها
عشق و هم زبانی ها
دلبری مهربان و مهر خدا
ساغر عشق و جوی وفا
عالم مهربان نیلی رنگ
باز هوای می و عشق و مطرب و گل کرده بسر
ای خدا سببی ساز که سالی شود از عشق و امید
و سالی از مهر
و کران تا به کران بوی خدا
سالی از شور و شعف
مهر و وفا
ساغر عشق ز دست سنمان گیرد مهر
هیچ کس دلنشکند در وادی بودن ها
مهربانی ها شود شهره ی آفاق جهان
آسمان ارغوانی , بیش از دریای آبی
وسعت مهر تا ابد
عالم عشق تا قلب فلک
دلبر ما و نگار نگهم در اوج فدک
سال نو بر تمام مهربانان و مهربانم مبارک
واسه بودن , واسه گفتن , از مهربونی ها سرودن
توی بیت و قافیه ها سطر به سطر عشق رو دیدن
تو کلام مهربونی , تو یه دنیای هم زبونی
ای که آغلز کلامی
بهترین بهانه هایی
واسه عشقم
واسه دنیام
یه کلام آشنایی
توی دنیایه غریبه تو برام پناه راهی
توی درد و رنج و غصه تو برام یه تکیه گاهی
می دونی سختی مهم نیست
اشک و غصه , غم دوری , هیچ مهم نیست
بودن دنیای رنگارنگ , خودت , می دونی مهم نیست
می خوام فردا را بسازیم
با دو دستی عاشقانه با نگاهی بی بهانه
با محبت و حیای چشمون سبز قشنگت
تویی , تو , سهم نگاهم , بهترین حرف و کلامم
من برات آلاله می شم
من بهار قصه هاتم
بهترین ترانه هامی , بهترین ترانه هاتم
روزی که خیام مشغول نوشیدن شراب بود
و خداوند جام شراب او را شکست
خیام به خداوند مستی را نسبت داد :
ابریق مرا بشکستی ربی
بر من در عیش را بر بستی ربی
من می خورم و تو می کنی بد مستی
خاکم به دهن مگر تو مستی ربی
و چون خداوند او را مجازات کرد
خیام با گفتن این ابیات از خداوند طلب عفو کرد و خداوند نیز او را بخشید
ناکرده گنه در این جهان کیست بگو
آنکس که گنه نکرد چون زیست بگو
من بد کنم و تو بد مکافات کنی
پس فرق میان منو تو چیست بگو
وقتی خیام با آنهمه بزرگی می تواند اشتباهی را مرتکب شود از من چه انتظاری می رود
مجید مهربانم کاستی های من را ببخش
که اگر مرا نبخشی توان زیستن ندارم
از شوق مهر و بودن
در وصف گل سرودن
تا آسمان پریدن
تا بیکران رسیدن
پروانه ای پر از عشق
تا مرز دل رسیدن
پاکی قلب و مهر را
هم دیدن هم شنیدن
افسانه ای سرودن در مهر پروریدن
تا بی نهایت عشق با شوق رب رسیدن
اوج جنون و عشق را در نا ممکن چشیدن
همچون پرنده پر , باز تا بیستون پریدن
با قاصدکها لبخند
با نم نم ستاره از آسمان چکیدن
هم اشکها پر از عشق , هم خنده ها پر از مهر
با شوق عشق و لبخند
اشکها بهم رسیدن
عشق است
مهر ممکن تا , نا ممکن رسیده
سوگند قلب پاکی تا بیکران رسیده
در عین درد و غصه از مهر لب گشودن
در عین اشک و بوسه از غصه ها رهیدن
با رحمت خدایی در خود جوانه دیدن
با شوق مهر و اشکها پروریدن تا رسیدن
تولدت مبارک ای مظهر مهر آسمون روی زمین برای من
تولدت مبارک ای پناه دلخستگیام
از آلاله های آسمون
از اون خدای مهربون
از گلهای رنگین کمون
برات یه بوسه می چینم
می زارمش روی لبات
تا بدونی تا آخرش
اسیر چشمات می مونم
محو تماشات می مونم
می خوام این و خوب بدونی
تو این زمون بر سر من باریدی از مهربونی
می خوام برات یه شاخه رز
با یه گل همیشه بهار
هدیه بیارم
بذارم
رو کرسی عاطفه ها
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by mehrbanyha.blogfa.com