از شوق مهر و بودن
در وصف گل سرودن
تا آسمان پریدن
تا بیکران رسیدن
پروانه ای پر از عشق
تا مرز دل رسیدن
پاکی قلب و مهر را
هم دیدن هم شنیدن
افسانه ای سرودن در مهر پروریدن
تا بی نهایت عشق با شوق رب رسیدن
اوج جنون و عشق را در نا ممکن چشیدن
همچون پرنده پر , باز تا بیستون پریدن
با قاصدکها لبخند
با نم نم ستاره از آسمان چکیدن
هم اشکها پر از عشق , هم خنده ها پر از مهر
با شوق عشق و لبخند
اشکها بهم رسیدن
عشق است
مهر ممکن تا , نا ممکن رسیده
سوگند قلب پاکی تا بیکران رسیده
در عین درد و غصه از مهر لب گشودن
در عین اشک و بوسه از غصه ها رهیدن
با رحمت خدایی در خود جوانه دیدن
با شوق مهر و اشکها پروریدن تا رسیدن
تولدت مبارک ای مظهر مهر آسمون روی زمین برای من
تولدت مبارک ای پناه دلخستگیام
از آلاله های آسمون
از اون خدای مهربون
از گلهای رنگین کمون
برات یه بوسه می چینم
می زارمش روی لبات
تا بدونی تا آخرش
اسیر چشمات می مونم
محو تماشات می مونم
می خوام این و خوب بدونی
تو این زمون بر سر من باریدی از مهربونی
می خوام برات یه شاخه رز
با یه گل همیشه بهار
هدیه بیارم
بذارم
رو کرسی عاطفه ها
در خرابات دلم نور خدا می بینم
رحمت و پاکی آن مهر جهان می بینم
دست در سایه ی گیسوی نگارم نرسید
مژده ی نور ز ذات ازلش می بینم
مهر و لبخند ز اوصاف جهانش پیداست
من امید ِ در ملکوت و سجده اش می بینم
مستی آورد سمن و راه خم عشق گم کرد
بَِِه! ببین با کرمش از به کجا تا به کجا می بینم
همه عالم ز عشق و ملکوتش ممکن
وه! ببین گه به خطا تا به کجا می بینم
مستی و عشق و نگار در خم فرمانش باد
اشک خود گه به خطا من به کجا می ریزم
به امید وصالش اشک چنان می ریزم
که در این چند گهم خون به مژه می بینم
مطلوب و آرامش هر دو جهان دست تو است
من به امید رحمتت خاطر شاد بگزینم
می خواهم آسمانی از شوق عشق سازم
می خواهم کهکشانی با نام تو بسازم
می خواهم یک سبد یاس با وصف روی ماهتاب
اندر زمان پر یأس از ماهتاب بسازم
می خواهم با تو حتی خورشید گرم و سوزان
از گرمی نگاهت سوزنده تر بسازم
می خواهم شوق بودن در وصف تو سرودن
از کهکشان گذشتن تا بی کران بسازم
می خواهم من بسازم کاشانه ای پر از مهر
از مهر یاس و لاله در باغچه بکارم
با افسانه ای پر از عشق شهبال قصه ها شیم
با تو همیشه تا ابد « با مهر رب » بمانیم
مهمانی پروانه ها
پرواز در میخانه ها
دیدن افق تا نا کجا
معنای بودن تا خدا
آهنگ مهر و اشکها
معنای سجده و نیاز
از تو شدن
فانی شدن
در آرزو حیران شدن
تا مهربانی و بی کران تسبیح گوی حق شدن
ای مهر تو محراب دل
تسبیح تو مأوای دل
ای شکر تو کز آن دل گشتی و مأوا و درمانم شدی
از آن تو مهمان شدم
از شوق این افسانه ای در اوج بودن ها شدیم
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by mehrbanyha.blogfa.com